خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





زندگی نامه شهید صفر بادفر

    با یاد ونام خدا

    سلام دوستان.

    امروز باخبر شدیم که حلقه صالحینی به نام شهید بادفر در

    بوشهر مشغول فعالیت هستند .گفتیم قدمی کوچک جهت

    بیشتر فعالیت این دوستان برداریم،لذا قسمتهایی از زندگی

    نامه شهید و نامه های شهید را برای ایشان انعکاس خواهیم داد.

     

     

    شهید صفر بادفر        

     نام و نام خانوادگی:صفر بادفر

    نام پدر:رضا

    شماره شناسنامه:357

    تاریخ تولد:3/1/1346

    محل تولد:روستای بصری

    وضعیت تاهل:متاهل-یک فرزند پسر

    تحصیلات:سوم راهنمایی

    تاریخ شهادت:2/10/1365

    محل شهادت:شادگان

    نحوه شهادت:بمباران هوایی-اصابت ترکش به قلب

    محل دفن:گلزار شهدای  روستای قلعه سوخته

    ******************************************************************

    شهید صفر بادفر در سومین روز از فروردین ماه1346در خانواده ای پیرو ولایت فقیه، در روستایی از شهرستان دشتستان بخش آبپخش به نام روستای بصری دیده به جهان گشود ،شهید فرزند دوم خانواده ،از خانواده ای نه نفره بود.پنج پایه اولیه تحصیل را در روستای خود به پایان رسانده و مقطع راهنمایی را که آخرین مقطع تحصیلیش بود در روستای کره بند گذراند..نظر به اینکه شهید در خانواده ای از لحاظ مالی ضعیف زندگی می کرد برای کمک به پدر خود در شغل کشاورزی ترک تحصیل نمود.به گفته پدر شهید:پسرم برای کمک به من مجبور شد که درس را رها کند،به من کمک می کرد ،گندم می کاشت،گندم برداشت می کرد ،برای فروش گندم ،با تراکتور گندم را به برازجان می برد.

    شهید در سال 1365با دختری از خانواده ای همتراز با خود از روستای عسکری ازدواج کرد و در همان سال به خدمت مقدس سربازی اعزام شدند،دوره آموزشی خود را در شیراز و در پادگان احمد ابن موسی به عنوان نیروی سپاه طی کردند و بعد از آن برای طی کردن دوره آموزشی شیمایی به پادگان امام حسین(ع) منتقل شدند.از شهید یک فرزند پسر (که یک روز بعد از چهلمین روز عروج شهید متولد شد) به نام صفر-هم نام خودشهید-به یادگار مانده است.

    شهید در تاریخ2/10/1365 در شهر شادگان در طی بمباران هوایی در اثر اصابت ترکش به ناحیه قلب به مقام عظمای شهادت نائل آمدند.روحشان شاد و راهشان پررهرو باد.

     

     

                                                                                                                                                                                                           خاطره ای از شهید

    از برادر بزرگ شهید((اسفندیار)) نقل شده است که:صفر با همه ما تفاوت های زیادی داشت، با همه بسیار مهربان و خوش اخلاق بود و همیشه با بعضی از کارهای خود ما را غافلگیر می کرد،سعی داشتند اجازه ندهند کمترین غروری داشته باشند،گویا از همان ابتدا ایشان برای دنیایی دیگر آمده بودند ،حتی در نامه هایی که برای ما می نوشتند هم؛ می توان فهمید، که چه عظمتی داشتند. بیشتر وقتها نامه های خود  را با نام خداوند شهدا شروع می کردند و بعد از آن اولین سلامشان به حضرت مهدی(عج)و نائب برحقش امام خمینی (ره)بود .در یکی از نامه هایش که آخرین نامه صفر به ما بود اولین خط آن این جمله بود:((به امید شهادت)).همیشه به حضور در جبهه افتخار می کرد .در قسمتی دیگر از نامه خود نوشته بودند :مهر جبهه در دل من رفته که همه را فراموش کرده ام.از دوستان شهید در محل خدمت شهید مصطفی بحرانی از آبپخش ، محمد بحرانی از سعداباد ،حسین امیرعالی از آبپخش ،احمد دشتی اهرمی از اهرم و سمیر نصاری از آبادان را می توان نام برد. با بعضی از این دوستان که صحبت می کردم مشخص بود ،کوچک نفسی ایشان در جبهه هم اولین خصوصیت شخصی شهید بوده،البته برای ما به غیر از این انتظاری از صفر نبوده. در کارهای منزل بیشتر از همه ما به پدر و مادرمان کمک می کردند هرچند من فرزند اول بودم اما بیش از من احساس مسئولیت می کردند.

    با یکی از افراد روستای کره بند به نام مرحوم محمدعلی جوانبخت بسیار صمیمی بودند و بیشتر وقتها را با هم می گذراندند و در کارها به هم کمک می کردند مثلا اگر محمد علی کار داشت حتما صفر کمک او بود و اگر ما کار داشتیم محمد علی کمک حال ما.مرحوم جوانبخت راننده تانکر آب جهاد کشاورزی بودند،( با توجه به اینکه روستا آب لوله کشی نداشت )آب انبار ما خالی شده بود و پدرم حواله آب داشت،صفر به آقای جوانبخت گفت که چرا برای ما آب نمی آورید ،محمد علی جواب داد که: باشه تو شهید شو تا من برای بابات آب بیاورم،گویا مرحوم جوانبخت که خود فرد نیکوکاری بود،(حتی بعد از فوتشان مشخص شد که مایحتاج چند خانواده را تامین می کردند)می دانست که صفر شهید خواهد شد.بعد از این شهادت صفر دیگر محمد علی حتی برای یک بار هم به منزل ما نیامد،می گفت نمی تواند عدم حضور صفر را تحمل کند.

    ***************************************************************************************   قسمت های کوچکی از نامه های شهید بادفر به خانواده خود

    **به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان،سلام و درود بر حضرت مهدی(عج) و سلام و درود بر رهبر کبیر انقلاب  نائب برحقش ، سلام بر رزمندگان اسلام و درود بر خانواده شهداء انقلاب/**

    **به امید شهادت      **

    **برای من ناراحت نشو جای ما خیلی خوب است**

    **مهر جبهه در دل من رفته  که همه را فراموش کرده ام**

    **اگر مردم بگو گلی گم کرده ام می جویم او را به هر گل می رسم می بویم او را**

     

     

     

     


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شهید ,خانواده ,نامه ,روستای ,شهادت ,دوستان ,نائب برحقش ,فراموش کرده ,مرحوم جوانبخت ,حضرت مهدی ,بیشتر وقتها ,
    زندگی نامه شهید صفر بادفر

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده